عنوان خبر: اصول قرآنی انفاق | گذار از دلبستگیها (اصل سوم)
بسم الله الرحمن الرحیم
اصل سوم: سلوک انفاق و گذار از محبوبهای مجازی به محبوب حقیقی
خداوند متعال در آیۀ ۹۲ سورۀ مبارکۀ آلعمران، شرط نهایی دستیابی به مرتبۀ والای نیکی را آشکار میسازد:
«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» (آلعمران: ۹۲).
۱. انفاق به مثابه سلوک انفسی
گذشتن از مال، هجرتی باطنی از دلبستگیها و کثرتهای دنیوی به سمت لقای پروردگار است. انسان تا هنگامی که حاضر نشود از داراییهای محبوب و مرغوب خویش در راه خدا چشم بپوشد، به حقیقت و باطن «بِرّ» بار نخواهد یافت؛ و یادآوری علم مطلق و محیط خداوند بر این ایثارها، آرامشبخش قلب سالک در این مسیر دشوار است (تفسیر تسنیم، ج ۱۵، ص ۸۰).
۲. درمان شُحّ نفس و هشدارهای نبوی
دلبستگی مفرط به اندوختههای مادی، بزرگترین آفت جان آدمی و مانع عروج معنوی است. پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله دربارۀ روزگار افول ارزشها و غلبۀ مادهپرستی هشدار داده و فرمودند:
«يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ… دَنَانِيرُهُمْ دِينُهُمْ»؛ «زمانی بر مردم خواهد آمد که… پول و دینارهایشان، دین و معبودشان خواهد بود» (جامعالأخبار، ص ۱۲۹؛ بحارالأنوار، ج ۲۲، ص ۴۵۳).
رستگاری از این گرداب سهمگین، منحصراً در سایۀ غلبه بر حرص درونی فراهم میآید: «وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (حشر: ۹؛ تفسیر تسنیم، ج ۱۵، ص ۸۰ـ۸۲).
۳. تلازم رشد اختیاری و حفظ کرامت در سیرهٔ علوی
اگرچه وظیفآ ایمانی مؤمن آن است که از بهترین و مرغوبترین اموال خود انفاق کند، اما در ساحت مدیریت اجتماعی و اجرایی، مأمور حکومت اسلامی هرگز حق ندارد مرغوبترین بخش مال را به اجبار و اکراه بستاند؛ بلکه شریعت تأکید دارد که انتخاب مال به خود مالک واگذار شود تا رشد تربیتی، حُسن فاعلی و اخلاص او مخدوش نگردد (الکافی، ج ۳، ص ۵۳۶؛ تفسیر تسنیم، ج ۱۵، ص ۸۳ـ۸۴).
۴. عقلانیت و پرهیز از بذل و بخششهای هیجانی
اگرچه ایثار در اوج کمال، سیره و ویژگی اولیای الهی است: «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» (حشر: ۹)، اما عامۀ مؤمنان باید همواره تعادل و عقلانیت را رعایت کنند و با بذلهای نسنجیده، معیشت و استقلال خانوادۀ خویش را متزلزل نسازند.
در حدیث شریف نبوی آمده است که در پاسخ به پرسش از برترین صدقه فرمودند:
«هُوَ أَنْ يُنْفِقَ الْعَبْدُ الْمَالَ وَهُوَ شَحِيحٌ يَأْمَلُ الدُّنْيَا وَيَخَافُ الْفَقْرَ»؛ «برترین صدقه آن است که بنده در حال تندرستی و نیازمندی انفاق کند؛ در حالی که به زندگی امید دارد و از فقر بیمناک است [نه در بستر مرگ و از سر هیجان ناپایدار]» (مجمعالبیان، ج ۱ـ۲، ص ۷۹۳؛ تفسیر تسنیم، ج ۱۵، ص ۸۵ـ۸۶).
دلالتهای کاربردیِ اصل
انفاق در منطق این اصل، تنها واگذاریِ مازاد دارایی نیست؛ بلکه تمرینی تربیتی برای رهایی از دلبستگیهای بازدارنده و تبدیل مال، زمان، تخصص، اعتبار اجتماعی و توان مدیریتی به ابزار خدمت به خلق و تقرب به خداست. بنابراین، نهادهای خیر باید زمینهای فراهم کنند که افراد، متناسب با توان و علاقه خویش، از سرمایههای ارزشمند و اثرگذارشان در رفع مسائل واقعی جامعه سهیم شوند؛ نه آنکه خیرورزی به اهدای اموال کمارزش و بیمصرف فروکاسته شود.
در عین حال، ارزش تربیتی انفاق به اختیار، رضایت و آگاهیِ خیر وابسته است. ازاینرو، هیچ نهاد یا مدیری حق ندارد با فشار، شرمندهسازی، تحمیل نوع یا میزان کمک، یا بهرهبرداری تبلیغاتی از نام اشخاص، انگیزۀ پاک و کرامت خیرین را مخدوش کند. وظیفۀ جریانهای خیر، شناخت دقیق نیازها، بیان صادقانۀ آنها و ایجاد سازوکارهای شفاف و قابل اعتماد برای انتخاب آزادانۀ مسیر مشارکت است.
همچنین، دعوت به خیر نباید به بذلهای هیجانی و آسیبزا برای زندگی افراد و خانوادهها منتهی شود. الگوی مطلوب، مشارکتِ سنجیده، متناسب و پایدار است؛ مانند اختصاص منظم بخشی از درآمد، وقفهای مولد، خدمات تخصصی رایگان یا کمهزینه، صندوقهای محلی و تعهدهای مستمر. بدین ترتیب، انفاق از واکنشی مقطعی به جریانی عقلانی، کرامتمحور و پایدار در خدمت خیر عمومی تبدیل میشود.